یلدا .... - تاریخ: 1397/11/6 ساعت: 13:58
"یلدا" می رسد تا با نفس هایِ زمستانی و سردش ، آدم ها را برایِ گرم شدن ، به هم نزدیک کند ، که کینه ها را بشوید و دل ها را صاف تر از همیشه کند .و چه می چسبد نوشیدنِ یک استکان چایِ داغ ، در شبی سرد و برف
برای خودمان زندگی کنیم .... - تاریخ: 1397/11/6 ساعت: 13:58
نيمى از زندگى مانميشود صرفِ اينكه به آدمهاى ديگر ثابت كنيم،ما چقدر خوشبختيم...به آدمهايى كه شايد خوشبختى برايشان تعريفِ ديگرى داردحتى اگر واقعاً هم خوشبخت باشيم،اما همين خودنمايى،ما را تبديل ميكند به
او کرامتش را فروخت .... - تاریخ: 1397/11/6 ساعت: 13:58
در زمان اشغال هند توسط بریتانیا، روزی افسر انگلیسی بدون هیچ دلیلی سیلی محکمی به یک شهروند هندی زد. شهروند ساده هندی چنان با مشت به روی افسر بریتانیایی زد که او از اثر شدت ضربه وارده به زمین افتاد. ا
دیکتاتور تنهاست ... - تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 12:52
شاخص ترين ديكتاتور قرن بيستم و قدرتمندترین فرد کشور تا ساعت ها بعد از سكته، هنوز در بسترش زنده بود و در تنهايي، جان مي كند. در حالي كه تيم پزشكي، تنها چند قدم دورتر مستقر بودند، اما او از رسيدن ساده ترين امداد پزشکی، محروم ماند. صبح بعد از سكته، عليرغم تاخير طولاني و بي سابقه براي آغاز برنامه روزانه...
بعضی ها را نباید بخشید .... - تاریخ: 1396/8/28 ساعت: 15:19
یک سری از آدم ها را نباید بخشیـد...آدم هایی که باعث شدند طوری زمین بخوری که قادر به بلند شدن نباشی یا اینکه برای سرِپا شدنِ دوباره ات محتاج به کمکِ چندین نفر شدییک سری ها را نباید بخشیـد...کسانی را که نگذاشتند جوانی کنی و در اوج جوانی کاری کردند که
بن بست مریم ... - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 15:53
در سرزمین من هیچ کوچه ای به نام هیچ زنی نیست و هیچ خیابانی … بن بست ها اما فقط زنها را می شناسد انگار... در سرزمین من سهم زنها از رودخانه ها تنها پل هایی است که پشت سر آدمها خراب شده اند... اینجا نام هیچ بیمارستانی مریم نیست تخت های زایشگاهها اما پر از مریم های درد کشیده ای است که هیچ یک ، مسیح را آ...
جسارت ... - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 15:53
جرأت کنید راست و حقیقی باشید. جرأت کنید زشت باشید! اگر موسیقی بد را دوست دارید، رک و راست بگویید. خود را همان که هستید نشان بدهید. این بزک تهوع انگیز دوروئی و دو پهلویی را از چهره روح خود بزدایید، با آب فراوان بشوئید. رمان "ژان کریستف" رومن رولان نوشته شده توسط رضا لنگرودی در 17:3 | لینک ثابت •
حقیقت ... - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 15:53
u200fمردم حقیقت را نمی پذیرند چون نمی خواهند به تخیلاتی که تمام عمر بر اساس آن زندگی کرده اند، آسیبی وارد شود! "نیچه"نوشته شده توسط رضا لنگرودی در 14:23 | لینک ثابت •
نیستی ... - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 15:53
دوشنبه دوم مرداد ۱۳۹۶ یک دوشِ آب گرم ،یک لیوان قهوه ی داغ ،یک موزیک ملایم ،یک کاناپه ی نرم ،یک پاکت سیگاریک خودکارو دفتر،فکر و فکر و فکر ...من امتحان کرده ام ، اینها همه اش بهانه است ...هیچ چیز خوب پیش نمیرودوقتی نیستی یعنی نیستی ... ... نوشته شده توسط رضا لنگرودی در 10:57 | لینک ثابت •
به من تکیه کنی ... - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 15:53
آتش باشیبراي تو هيزم میشوم..دريا برویپارو...تو هميشه درست پنداشتهای؛دل من شبيه تكه سنگیاست كه میخواهم توبا همه خستگیهايتيك لحظه به من تكيه كنی #شمسلنگرودی نوشته شده توسط رضا لنگرودی در 13:39 | لینک ثابت •
دختران سرزمینم ..... - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 15:53
شما را نمی دانم. اما برای من دردناک است وقتی می بینم زنان ایرانی در باشگاه نه برای سلامتی، بلکه برای "برجسته کردن باسن" ورزش می کنند! و نه برای اصلاح یک عیب کوچک، که برای کن فیکون کردن کل ظاهرشان به آرایشگاه مراجعه می کنند. دردم می آید که دیگر هیچ دختری مجال نمی دهد که ببیند بینی اش در بیست سالگی چه...
حقیقتی احمقانه ... - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 15:53
هر چند احمقانه اما بخشی از وجود همه ما از این حقیقت به درد آمده است که چرا ما آدم ها همیشه به محبت کسی که بیشتر از همه ما را نادیده می گیرد محتاج تریم؟! نوشته شده توسط رضا لنگرودی در 11:40 | لینک ثابت •
زن ... - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 15:53
زنی را می شناسم من که در یک گوشه ی خانهمیان شستن و پختندرون آشپزخانهسرود عشق می خواندنگاهش ساده و تنهاستصدایش خسته و محزونامیدش در ته فرداست زنی هم زیر لب گویدگریزانم از این خانهولی از خود چنین پرسد:چه کس موهای طفلم راپس از من می زند شانه؟ زنی با تار تنهاییلباس تور می بافدزنی در کنج تاریکینماز نور م...
زندگی ... - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 15:53
یک زندگیِ کامل باید همه چیزش جور باشد. باندازه کافی لذت برده باشی، رنج دیده باشی، مبارزه کرده باشی، جسورانه عاشق شده باشی، از خشم بر میزی مشت کوبیده باشی، مستی و خماری کرده باشی در بزم و عزا، اشک شوق و اندوه ریخته باشی، از پسِ فراز و فرودها، برنده و بازنده بوده باشی، گاه روزهايي بر بستر پوچی افتاده ...
برای او که پشت در گم شد ... - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 14:08
پرونده اش را زیر بغلش گذاشتند و بیرونش کردند ناظم با رنگ قرمز و چهره برافروخته فریاد کشید : بهت گفته باشم ، تو هیچی نمی شی ، هیچی... مجتبی نگاهی به همکلاسی هایش انداخت ،آب دهانش را قورت داد خواست چیزی بگوید اما ، سرش را پایین انداخت و رفت .برگه مجتبی ، دست به دست بین معلم ها می گشت ... اشک و خنده دب...
عشق... - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 14:08
عاشق کسی باش که بر دوسویه بودن عشق پافشاری می کند. "دانته"
زمان نامناسب! - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 14:08
همه در جهان آدم های خوبی بودیم فقط می خواستیم آن خوبی را در لحظات نامناسبی به هم عرضه کنیم وبه همین دلیل بود که هرگز به هم نمی رسیم .....
آرزوهای برباد رفته... - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 14:08
من یک دهه شصتی ام ،با تمام آرمانها و آرزوها و آمالش. من یک دهه شصتی ام آن که تا چشم باز کرد در و دیوار خانه پر بود از پوستر و کتابهای شریعتی و صمد بهرنگی و عکسهای چه گوارا و مارکس و پاتریس لومومبا.ایده آل هایی لمیده بر تصور ساخت دنیایی رنگی و ذهنی اما نه عینی. من یک دهه شصتی ام کودکی ام انباشته بود ...
فریاد.... - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 14:08
تقدیم به آتشنشان های هموطنم که زیر آتش و آوار ماندند تا زیر آتش و آوار نمانیم... خانه ام آتش گرفته ست ، آتشی جانسوز هر طرف می سوزد این آتش پرده ها و فرشها را ، تارشان با پود من به هر سو می دوم گریان در لهیب آتش پر دود وز میان خنده هایم تلخ و خروش گریه ام ناشاد از دورن خسته ی سوزان می کنم فریاد ، ای ...
بعضی وقتها .... - تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 14:08
بعضی وقتها باید رو به روی خودت سر به زیر بایستی !! آنقدر سر به زیر ، که "خودت" بفهمد تمام ماجرا را ...!گاهی وقتها باید از "خودت" عذر خواهی کنی ... به خاطر تمام شبهایی که میشد با خیال راحت سر به بالش بگذاری،اما نشد ...بخاطر لبخندهایی که میتوانستی بزنی ، اما نزدی ...بخاطر آوازهایی که میشد بخوانی، اما ...